۱۳۸۷ فروردین ۸, پنجشنبه

نامه منتجب نیا به خاتمی و دم خروسی به درازی پر طاووس

هنوز قصد آن نداشتم تا چیزی بنویسم از کروبی و هواداران سینه چاکش که به زعم الیاس حضرتی حاضرند تا با طناب شیخ خود به ته هر چاهی بروند. داستان این موج سواران همیشگی تاریخ معاصر ایران زمین، باشد برای وقتی دیگر. اما از نامهء سرگشادهء سر لیست شکست خوردهء اعتماد ملی در انتخابات مجلس هشتم که به سید محمد خاتمی نگاشته شده به این راحتی ها نمی توان گذشت.
آن زمان که کاندیداهای اعتماد ملی تند و تند از شرکت در انتخابات به هر شکل و با هر چند نفر ممکن سخن می راندند، آن زمان که شیخ اصلاحات - همان سردار 50 هزار تومانی - در بحبوحهء تائید صلاحیت ها مسیر وزارت کشور تا شورای نگهبان و منزل جناب جنتی تا بیت رهبری را با سرعت نور طی طریق می کرد، و هر روز امیدوار تر از دیروز به تایید دنباله های خویش ، روزی 10 بار سخن از حضور در انتخابات با تابلوی اعتماد ملی می راند، آن زمان که کاندیداهای به شدت اصلاح طلب این حزب، توبه نامه ها می نوشتند و اعلام برائت خود را از تحصن مجلس ششم، ضمیمهء فرم ثبت نام خود می کردند، آن زمان که خبر رد صلاحیت یاران خاتمی و استعفای همان چند نفر باقیمانده از لیست اصلاح طلبان در صدر اخبار روز بود، آن زمان که با به ثمر نشستن زحمات سردار 50 هزار تومانی در اثبات وفاداری یاران خود به شورای نگهبان، قند در دل تک تکشان آب می شد، شاید فکر تنها چیزی را که نمی کردند این بود که اگر یاران خاتمی تصمیم به شرکت با لیست سوم و چهارم خود در همین نمایش انتخاباتی بگیرند، همان اندک مردم باقی مانده به امید اصلاحات، لیست لاشهء طرفداران خاتمی را با 100 تا امثال کروبی عوض نمی کنند.
یادم می آید که آن روزها چه لذتی میبردم وقتی کروبی از تابلوی حزب خود صحبت می کردو آرزو می کردم که این تابلو حالا حالاها پایین نیاید.
وقتی نامهء جناب منتجب نیا را به خاتمی می خواندم که شکوه از "انحصار خاتمی توسط عده ای" و "نبودن دوستان مخلص ایشان در لیست طرفداران خاتمی" می کرد، به یاد حکایت آن زنی افتادم که از شوهر خود قهر کرده و به خانهء پدر رفته بود اما در همه جا گله می کرد که شویم مرا از خانه بیرون کرده.
من به شخصه باور ندارم که حتی نبودن سر لیست این گروه در بین 50 نفر تهران چیزی از ادعاهای این موج سواران همیشگی بکاهد، که اگر گوشی برای شنیدن بود، آن روز می شنید که در ماه عسل اصلاح طلبان رأی اینان به به 500 هزار هم نرسید. و در حالیکه نفر اول تهران(رضا خاتمی) بیش از 1.5 میلیون رأی پشتوانه داشت، این شیخ فرصت طلب - که با رأیی کمتر از 50% نفر اول، نفر هفدهم تهران شد - خواب ریاست مجلس را دید و صد البته با یاری نمایندگان اصولگرای مجلس به خواست خود رسید.
گواه گوشهای ناشنوا و چشمان نا بینای اینان لحن این نامه است که حتی با وجود شکستی این چنین، طلب کارانه و با ادعای نشاندن خاتمی در کنار کروبی نگاشته شده. نامه ای که هر چند با ظاهری آراسته و متمایل به ائتلاف در آینده به تحریر در آمده، اما در باطن آن، ترس مشهود این فرصت طلبان همیشگی از وزن کشی شکست خوردهء خود در این انتخابات و عدم توانایی شیخ مزبور به عرض اندام در برابر خاتمی - در صورت کاندیداتوری وی در انتخابات ریاست جمهوری آینده- به چشم می آید. آشکاری دم این خروس به حدی است که سایت تابناک از این نامه به منزلهء "اولین فشار هواداران کروبی برای خالی کردن میدان انتخابات ریاست جمهوری آینده توسط خاتمی" یاد می کند.
و این داستان همچنان ادامه دارد......