ه‍.ش. ۱۳۸۷ فروردین ۱۱, یکشنبه

فرق بوش با احمدی نژاد

یکی از مهمترین کارهایی که این روزها بخش عمدهء وقت من را به خود اختصاص داده یادگیری زبان سوئدی است. روزهای اول 25 نفر بودیم که کم کم چند نفر آب رفتند. از این 25 نفر 2 نفر لهستانی بودند، بقیه هر کدام از یک کشور غیر از 5 نفر که از ایران بودیم. روزهای اول فکر می کردم که این قضیه اتفاقی است اما بعدا فهمیدم که در همهء کلاسها ایرانی ها اکثریت هستند. البته هنوز هم نفهمیدم که چرا با اینکه ایران کشور آباد و آزادی هست، اینقدر ایرانی ها ترک وطن می کنند، احتمالا برای صدور انقلاب آمده اند....
در این کلاس یک آقایی هست به نام کارلوس که اهل پرو هست و به شدت ارادتمند چگوارا. از وقتی که فهمیده سر من برای این بحثها درد می کند مرتب برای من منبر می رود. چند وقت پیش داشت برای من فرق های احمدی نژاد بوش را توضیح می داد، از صحبت هایش معلوم بود که کمی تا قسمتی نمک گیر الطاف خفیهء جناب احمدی نژاد است که اخیرا بر سر ملت های مبارز آمریکای جنوبی باریدن گرفته. بندهء خدا خیلی زحمت کشید تا نظریاتش را به من حالی کند. من هم بعد از اینکه نیم ساعت بر و بر نگاهش کردم، به او گفتم که از نظر من هر دو، آدمهای زورگویی هستند اما بوش زورش به دنیا می رسد و دق دلی خودش را سر کشورهای دیگر خالی می کند اما احمدی نژاد چون زورش به کسی نمی رسد عقده هایش را سر مردم خودش خالی می کند.
بعد از این حرف من، دوست نظریه پردازم حالش حسابی گرفته شد. پا شد و رفت برای خودش قهوه ریخت و کمی آن طرف تر نشست.