ه‍.ش. ۱۳۸۷ فروردین ۱۴, چهارشنبه

غرب ستیزی پروفسور مولانا در دل آمریکا(1)

مصاحبهء پروفسور حمید مولانا با ویژه نامهء نوروزی ایران برایم یادآور مصاحبه های تاریخی ایشان با سیمای جمهوری اسلامی بود. به یاد دارم در حساس ترین لحظاتی که سیمای دولتی ایران در مذمت نظام سرمایه داری غرب دچار کمبود بینه می گردید، فی الفور با برقراری خط ارتباطی تهران- واشنگتن از آن سوی خط کسی را به یاری می طلبید به نام حمید مولانا، با پیشوند دهان پر کن «پروفسور» و با منصب پر طمطراق «استاد روابط بین الملل دانشگاه امریکن».
شک ندارم که اگر این استاد ارجمند، محل تدریسشان در دانشگاه تهران بود، امروز عاقبتی بهتر از امثال بشیریه نداشت. فایده این جور آدمها برای نظام ایران، همان سالی یک بار مصاحبه آن هم در چارچوب مورد نظر است و کسی مثل پروفسور مولانا که حوزهء فعالیتهایش روابط بین الملل است، اگر دم دست مسئولین نظام ایران باشد، حتما کلاهشان تو هم می رود. هر چقدر هم که مقام علمی آن شخص بالاتر باشد، برخورد نظام ایران با آن شخص سنگین تر. گواه این مدعا وضعیت فعلی امثال دکتر سروش و کدیور است که اگر اینان مشغول تدریس در دانشگاههای آمریکا بودند، همهء رسانه های حاکمیت و دنباله هایشان، حسابی حلوا حلوایشان می کردند. کافی بود آنجا فقط اسمی از اسلام بیاورند حالا با هر قرائتی که دلشان می خواست اما پایت که به ایران رسید تنها یک قرائت از اسلام مسموع است و یک شیوهء حاکمیت مشروع.
البته من هرگز منکر حق مسلم ایشان در نقد نظام آمریکا نبوده و نیستم اما اگر تو یک ایرانی باشی آن هم از نوع معترض به شیوهء حاکمیت آمریکا و درست در زمانی که دولت آمریکا در خصمانه ترین موضع خویش نسبت به ایران قرار دارد، تو در دانشگاههای آن کشور بی هیچ مزاحمتی تدریس کنی، باید خیلی بی انصاف باشی تا گله از آن نظام به نزد دولتی ترین رسانه های کشوری ببری که اساتید خودش، حق تدریس در دانشگاههای کشورشان را ندارند. آن هم نه به جرم انتقاد از نظام، بلکه به جرم انتقاد از مسئولین نظام.
وقتی مصاحبهء جناب مولانا را در مورد اشکالات وارد بر انتخابات آمریکا، آن هم درست چند روز پس از انتخابات مجلس ایران می خواندم یاد آن نمایندهء محجبهء ترکیه افتادم که یک مدت سوژهء خبری کیهان و رسالت و صدا و سیما بود.
یادم می آید که چند سال پیش وقتی رسانه های ایران دربارهء مشکلات یک نمایندهء محجبهء ترکیه، شروع به حماسه سرایی کردند، نمایندهء مذکور اظهار تأسف کرد از اینکه مورد حمایت نظامی قرار گرفته که خود بزرگترین پایمال کنندهء حقوق زنان است. معنی ساده حرف این نمایندهء ترک این بود که قبای حمایت از حقوق بشر به تن حاکمان فعلی ایران خیلی گشاد است.
البته شاید جناب مولانا بدلیل مشغلهء فراوان در مسائل بین الملل، فرصت پی گیری و تحقیق دربارهء نظام ایران و انتخاباتش را ندارند و گرنه انگشت روی مسائلی نمیگذاردند که اتفاقأ پاشنهء آشیل این نظام است. شاید هم عمدی در کار بوده، کسی چه می داند....
به زودی قسمتهایی از مصاحبهء جالب جناب مولانا را در این وبلاگ خواهید دید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر