۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۶, دوشنبه

درخت هرز تحریم، میوهء اقتدار نمی دهد


میراثی را به یغما می برند. میراث قوم آریا را. کلافه ایم و به در و دیوار می زنیم. نگاه عاجزانه مان به منتخبان این ملت است. آنانی که باید پاسدار میراث ایران زمین باشند. در مقام عمل کاری که امیدی در دلها زنده کند دیده نمی شود.از دولتمردان که چیزی ندیدیم، جز چند مصاحبه و سخنرانی و دیگر هیچ. نام یکی، دو جام ورزشی و چند خیابان را هم خلیج فارس گذارده اند. انتظاری هم نیست. دولتی که همهء حیثیت خود را به غنی سازی اورانیوم گره زده، دولتی که میلیاردها دلار به پای یک رأی ممتنع در شورای امنیت می ریزد، برای نیل به این مهم، نام خلیج که هیچ، خود خلیج را هم قربانی می کند. و همسایگان ایران با درک وضعیت دشوار فعلی ایران و با علم به این نکته که ایران را یارای مقابله در میدانی جدید نیست، هر روز قصه ای ساز می کنند از بهر گرفتن امتیازی جدید.
مردم درمانده از این همه انفعال هم، طومار امضاء می کنند و وبلاگ می نویسند و کلیپ می سازند، آن هم به زبان شیرین پارسی. فعلا همه مشغول یاد آوری نام خلیج فارس به ایرانیان هستند.
اما در مقام سخن، هیچ کس خیال ندارد که از معرکهء داغ میهن پرستی عقب بماند. از دولتی که رئیس آن همین چند وقت پیش زیر پرچم خلیج عربی عکس یادگاری می گرفت، تا جوانان غیوری که تا دیروز، فیلم خودفروشی دختران این وطن را در رختخوابهای امیرزاده های کشورکهای عربی، برای هم بلوتوث می کردند، همه با گردنی برافراشته و رگهایی برجسته، رجز می خوانند.
در این بین حیفم آمد تا یادی نکنم از گروهی که اتفاقا این روزها، صدایشان از همه بلند تر است. همان هایی که مهم ترین هم پیمانان دولت مهرورز ایرانند. همان هایی که روزگاری نه چندان دور، دست در دست هیأت های موتلفه و سایر اصولگرایان، رقص کنان بر جنازهء اصلاحات، هلهلهء شادی سر دادند. همان هایی که با شعار تحریم هرگونه مشارکت ایرانیان در تعیین سرنوشت خود، سبب ساز روی کار آمدن نا کار آمد ترین دولت پس از انقلاب شدند.
همانهایی که دولت مطلوبشان، دولتی است که سازندهء ایرانی باشد منزوی تر، مردمی فقیرتر، زندانیانی بیشتر، اعدامیانی افزونتر، روزنامه هایی بسته تر و استبدادی فراگیر تر از آن چیزی که امروز هست، تا شاید مردم به تنگ آمده از این همه ظلم، فرش قرمز را برای این خیال پردازان همیشگی تاریخ، پهن کنند.
تحریم گران عزیز! کسانی که امروز فریاد میهن پرستی تان، گوش فلک را کر کرده است!
مسئول پاسداری از میراث هر مملکت، حکومت آن است. مکانیسم آن نیز، چانه زنی، ارتباط گسترده تر با همسایگان و تعریف منافع مشترک بیشتر با دیگر ممالک دنیاست. صدای یک کشور منزوی و گرفتار تحریم دنیا، تنها به گوش مردم خودش می رسد. رفتار آگاهانهء شما در تشویق مردم به عدم حمایت از اصلاحات، منجر به انتخاب مردی شد که با رفتار و گفتار غیر مسئولانهء خود، ایران را به منزوی ترین کشور دنیا تبدیل کرد. و این مهم پیش از آنکه به خیال خام شما، به خیزش جنبشی برای ساقط کردن رژیم منتهی گردد، شیرین کنندهء کام همسایگان آزمند و دشمنان فرصت طلب این دیار خواهد گشت.
ما حصل انزوای ایران در جامعهء جهانی، به خطر افتادن نام یک خلیج بود، پیش از آنکه سازندهء جنبشی مدنی در درون باشد. داستان خلیج فارس و خلیج عربی، میوهء بی مغز تئوری انتخاب حاکمی ضعیف، از برای رویش انقلابی بزرگ است.
وطن پرستانی که مردی را خائن می دانند که همهء تلاش خود را در طول 8 سال ریاست خود، معطوف نشان دادن ایرانی قابل احترام به دنیا کرد و صحبتهای مردی که ظرف 3 سال در نشان ایرانی متخاصم به دنیا چیزی کم نگذاشته، شادشان می سازد - تنها از آن رو که جهالت وی امید خیزشی از بطن این مردم را زنده نگاه می دارد- بهتر است کمی دربارهء واژهء میهن پرستی تأمل کنند و بدانند که حتی اگر پس از حماقتهای روز افزون دولت مطلوبشان، رویای خام ساقط کردن حکومت ایران جامهء عمل بپوشد، ایران باقی مانده از پس این حوادث، دیگر شبیه گربه نیست. و کشورکهای فراوانی با سابقه ای کمتر از این کشور عربی ما را احاطه خواهند کرد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر