ه‍.ش. ۱۳۸۷ فروردین ۲۱, چهارشنبه

اصلاحات طلبان و مشارکت غیر فعال

فرض کنید که عده ای تصمیم گرفته اند که یک ائتلاف تشکیل بدهند. از قیافهء همدیگر خیلی خوششان نمی آید، اما تصمیم گرفته اند برای رسیدن به یک هدف بزرگ، فعلا اختلاف ها را کنار بگذارند. اما آن هدف بزرگ چیست؟ آن هدف بزرگ چیزی نیست جز شکست دادن گروهی سیاسی که در طی دو و نیم سال فعالیت سیاسی خود به اندازهء بیست و پنچ سال گاف داده است. ظاهرا کار سختی نیست اما مشکلات کوچکی وجود دارد. مثلا اینکه این ائتلاف به اندازهء اعضای خود سخنگو دارد و هر کس هر چه دلش می خواهد می گوید و اگر عشقش بکشد ممکن است که صحبتهای خانوادگی شب قبل را، فردا صبح به عنوان دیدگاه ائتلاف بیان کند. مشکل دیگر آینده نگری است. نه اینکه آینده نگر نباشند، مشکل اینجاست که تعریف آینده از نظر آنها کمی با تعریف عام آن تفاوت دارد. از نظر این ائتلاف، آینده از همین الان شروع می شود تا نهایتا دو سه روز آینده. صبح که از خواب پا شدند تصمیم می گیرند تا امروز چه کار کنند، البته ممکن است که تا ظهر تصمیمشان عوض شود.
مصداق بزرگ تعاریف فوق، همین ائتلاف اصلاح طلبان خودمان است. قبل از ادامهء بحث به سخنان زیر توجه کنید:

«اختیار شرکت و یا عدم شرکت در انتخابات به 10 کاندیدای اصلاح طلب واگذار شده است....اگر کاندیداهای اصلاح طلب در استان تهران به این جمع بندی برسند که در انتخابات شرکت کنند ائتلاف از آنها حمایت خواهد کرد، ولی اگر تعدادی از کاندیداها انصراف دهند و بقیه باقی بمانند سیاست جدیدی اتخاذ خواهد شد.» (عبدالله ناصری، سخنگوی ستاد اصلاح طلبان)

« چند راه حل وجود دارد. یا همه انصراف دهند که به دلیل ادامه ی لیست و طبعاً نظرات مختلفی که افراد دارند، کنار کشیدن عملی نخواهد بود و یا هم مثل دور قبل فعالانه شرکت کنند و ستادهای ائتلاف و نام یاران خاتمی هم بر آن وجود داشته باشد که این کار با ادعاهای فراوانی که در مورد تقلب و تخلف و جا به جائی آرا مطرح شده و نامه آقایان خاتمی و کروبی و بی پاسخ ماندن آن منافات دارد. به نظر می رسد تنها راه عملی این باشد که خود کاندیداها تصمیم بگیرند و بدون آنکه ستاد ائتلاف اصلاح طلبان و نام یاران خاتمی مطرح شود، نسبت به ادامه ی فعال یا غیر فعال بدون برای دور دوم تصمیم بگیرند. گرچه دلیلی وجود ندارد که در مرحله دوم برای ورود اصلاح طلبان، به خصوص افرادی مثل مجید انصاری که می توانند هدایت کننده ء اقلیت اصلاح طلب باشند امکانی بگذارند. در هر حال مشارکت غیرفعال احتمالاً گزینه ی اصلاح طلبان برای دور دوم انتخابات در تهران خواهد بود.» ( جمع بندی محمد علی ابطحی از جلسهء مجمع روحانیون)

به قول علی دایی « شما اصلا فهمیدید چی شد؟» شما را نمی دانم اما من به شخصه لذت فراوانی از شنیدن این نظرات بردم.
...یا همه انصراف دهند که ممکن است بعضی ها نخواهند انصراف دهند...یا همه بمانند که ممکن است بعضی ها نخواهند بمانند تازه اگر بخواهند بمانند، ما نامهء جناب خاتمی را چه کارش کنیم؟... شاید هم عده ای بمانند، عده ای نمانند که البته ممکن است باز هم تقلب شود... خلاصه بهتر است مشارکت غیر فعال داشته باشیم.
خیلی سعی کردم معادلی برای «مشارکت غیر فعال» پیدا کنم. اما چون چیز مودبانه ای پیدا نشد، به همین خاطر از گفتن آن صرف نظر می کنم.
فکرش را بکن، تو بیایی آبرو و وقت و پول و هزار چیز دیگرت را هزینه کنی، ما حصلش بشود نفر سی ام تهران، آن وقت با مشارکت غیر فعال قرار است این مرغ در حال احتضار برایمان تخم دو زرده کند.
اصلا آقایان می توانند بگویند که با این تفاسیر، برای شرکت در انتخابات بعدی و از جمله دور دوم همین انتخابات، انتظار چه چیزی را می کشند؟ نشسته اند به امید پرت کردن یک تکه استخوان؟ و یا شاید انتظار دارند کسانی که حتی یک اقلیت را در مجلس تحمل نکردند، فردا ریاست جمهوری را پیش کش کنند.
هر چقدر که ما در اردوی محافظه کاران آدمهای زیرک و خلاق و بازیخوان و برنامه ریز می بینیم، این طرف پر است از آدمهایی که شعور سیاسی شان به اندازهء یک دلفین است و رد شدن از حلقه را فقط منوط به گرفتن غذا از دست مربی شان می بینند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر