۱۳۸۷ فروردین ۲۶, دوشنبه

رئیس جمهوری که زیاد حرف می زند

محمود احمدی نژاد از بحران مسکن می گوید و گله می کند از اینکه چگونه یک زوج جوان در آغاز زندگی خانه ای را اجاره کنند. حتی از گفتن قیمت اجارهء یک خانهء 80 متری با ذکر جزئیات هم صرف نظر نمی کند تا نشان دهد تا چه حد به اوضاع مسلط و آشناست.
اینها بخشی از آخرین اظهارات مردی است که سخنان تکراری و کلیشه وارش را پایانی نیست. احمدی نژاد در طول 3 سال گذشته، بیشتر از 16 سال ریاست جمهوری هاشمی و خاتمی برای مصاحبه و سخنرانی وقت گذاشته است. او زیاد حرف می زند اما به عقیدهء من پرت و پلا نمی گوید. او بازار هدف خود را در جامعهء امروز ایران پیدا کرده. هیچ تلاشی هم برای گسترش آن نمی کند. زبان مخاطبانش را شناخته و خیلی راحت با آنان هم کلام می شود. حتی زیاد حرف زدنش نیز در راستای نیاز مخاطبانش است.
شاید آن روز که دوستانش مدرک این آقا را توی بوق می کردند -که از قضای روزگار دستی در عمران و شهر سازی دارد- و پس از یک سال تجربه در شهرداری، حتی بدبین ترین طرفدار ایشان هم باور نمی کرد که کمتر از 2 سال، داستان مسکن به بحرانی ترین مشکل این دولت بدل گردد.
اما برای محمود توفیری نمی کند. مشکل هر چه می خواهد باشد، او جوابش را آماده دارد. برای کسی که ظرف 3 سال گذشته بیشترین وقت خود را صرف سخن گفتن با عامه پسند ترین ادبیات کرده است، حتی انکار روز در زیر تابش خورشید هم کار سختی نیست.
نمایش تکراری دیدارهای مردمی، جمع آوری نامه های میلیونی آنان، گفتگوی رو در رو با مردم و مصاحبه های تمرین شده، بخشی از یک بازی تبلیغاتی رئیس جمهوری است که بیش از هر کس دیگری از بلوغ سیاسی یک جامعهء در حال توسعه آگاه است. حتی اطرافیان وی و رسانه های وابسته نیز وظایف کاملا مشخص و تعریف شده ای دارند. تعریف و تمجید از وی و جمع و جور کردن گافهای متعدد او دو هنری است که دوستان وی می بایست از آن برخوردار باشند. دو هنری که تعبیر عوامانهء آن، کاسه لیسی و ماله کشی است. عدم توانایی در اجرای هر یک از دو وظیفهء فوق برابر است با بستن چمدانها. کاری که وی نشان داده از انجام آن هیچ ابایی ندارد و مصداق آن هم برکناری متعدد وزرا و مشاورین است.
به عنوان مثال، وقتی قرار است تا در مورد بحرانی سخن بگوید که دولت را تا کمر در گل فرو کرده، چنان آرام و خونسرد و مطمئن سخن می گوید که گویی رهبر یک اپوزسیون در حال انتقاد از دولت است و انگار نه انگار که رئیس جمهور خود اوست. او با زیرکی، قبل از اینکه کسی سوالی بپرسد ، خود سوال احتمالی را مطرح می کند و خود را آشنا به مشکل نشان می دهد، سپس شروع به جواب می کند و همه را متهم می کند، کسی را هم از قلم نمی اندازد...
مثل روال همیشگی از رئیس جمهور قبل آغاز می کند که رکود مسکن در دورهء او سبب ساز گرانی اخیر گشته. سپس از عده ای - که هیچ گاه و در هیچ جا و بر هیچ کس نام این عده مشخص نخواهد نگشت- سخن به میان می آورد که با گرفتن وام نقدینگی را به جامعه تزریق کردند(البته ما قبلا فکر می کردیم که گرفتن وام در حوزهء احتیارات دولت است). پس از آن نوبت به داستان نخ نما شدهء مافیای مسکن می رسد و در پایان وزیر مسکن را مورد خطاب قرار داده و از وی می خواهد تا سریع تر طرحهای خوبی را که در دولت بررسی شده، به اجرا در آورد. حتی در صورت وخامت بیشتر اوضاع هم دست رئیس حمهور خالی نیست. برکناری وزیر نالایق، یکی دیگر ازکارهایی است که به محبوب تر شدن وی کمک می کند. بعد هم نوبت شعارهای پوپولیستی هست....
اینکه مردم حق دارند مسکن ارزان داشته باشند... طرحها باید ابتکاری باشد... قسمت اعظم توجه ما به روستا هاست... نمی گذاریم عده ای بیت المال را غارت کنند. خلاصه اینکه از کابینهء دولت قبل و مجالس فعلی و قبلی همه متهم هستند ولی رئیس جمهور همچنان غمخوار توده های مردم است.... و این داستان ادامه دارد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر