ه‍.ش. ۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۳, دوشنبه

دردسری بزرگ به نام خاتمی

حلقهء اتصال اپوزسیون به نظام ایران دیگر به مویی بند است. و این مو، کسی نیست جز سید محمد خاتمی. دایرهء خودی های نظام هر روز تنگ و تنگ تر می شود و به طبع آن خیل غیر خودی ها هر روز فربه تر از دیروز. این امر تا بدان جا پیش رفته که حزبی همچون جبههء مشارکت هم که تا دیروز جزیی از حاکمیت بود، امروز در زمرهء اپوزسیون قانونی نظام دسته بندی می گردد.
در این وانفسا که کم تحمل ترین حاکمان پس از انقلاب، بر مسند حکومت نشسته اند و در فاصلهء 1 سال به انتخاباتی که حکم مرگ و زندگی را برای پوپولیست های حاکم دارد، بار دیگر سید محمد خاتمی، همچون 11 سال پیش، به کابوس شبهای محافظه کاران بدل گشته.
11 سال پیش، وقتی که محافظه کاران، پس از انصراف میر حسین موسوی از کاندیداتوری ریاست جمهوری، نفسی به راحتی کشیدند، هرگز تصور نمی کردند که روزی فرا رسد که آرزویشان بازگشت میر حسین به عرصهء رقابت باشد. و اینک بار دیگر، پس از 11 سال، بوی آمدن خاتمی می آید.
رقیب خطر را احساس کرده. اما کنار گذاردن خاتمی دیگر به این سادگی ها نیست، امری که در 11 سال پیش بسیار سهل تر از اکنون بود. با وجود این، حتی شهرت فراوان خاتمی در اقصی نقاط دنیا سبب نگشته تا جناح محافظه کار از تخریب و ترور شخصیت خاتمی، صرف نظر کند.
نامهء 77 نمایندهء مجلس هفتم به وزیر اطلاعات، پرونده سازیهای پنهان و آشکار و سخنرانی های تحریک آمیز نیرو های رده پایین جناح مخافظه کار در برابر سکوت عناصر رده بالای این جناح، نشانگر موجی از شک و دودلی در نزد زعمای محافظه کار است.
آمدن خاتمی و پیروزی قابل پیش بینی آن، مهم ترین دغدغه این روزهای جناح محافظه کار است. آنها نیک می دانند که نه خاتمی آن خاتمی بی تجربهء سال 76 است و نه تیم همراهش آن گروه متشتت آن روزها. در عصر اینترنت و به لطف افزایش چشمگیر کاربرانش، دیگر نمی توان همچون گذشته با سانسور و بستن نشریات، صدای اصلاحات را خفه کرد. مجموع این عوامل گواهی بر این می دهد که ضربه حاصل شکست انتخابات 88، بسیار مهلک تر از انتخابات سال 76 خواهد بود.
اما رد صلاحیت خاتمی و کنار گذاردن وی، در واقع پاره کردن همان تار مویی است که پیوند دهندهء مخالفان نظام به نظام است. رد صلاحیتی که هم مملکت را آبستن حوادث غیر قابل پیش بینی می سازد و هم آغازگر فصل جدیدی در مبارزات آزادیخواهانهء مخالفان خواهد بود.
در واقع رد صلاحیت خاتمی تکلیف بسیاری را روشن می سازد، کوچک ترین ثمرهء این رد صلاحیت ، انسجام بیش از پیش اردوی تحریم کنندگان نظام ایران است. تحریم کنندگانی که این بار شاهد ورود نیروهای جدیدی نیز به میان خود خواهند بود. هزینه های کنار گذاردن خاتمی در داخل و خارج ایران، به حدی بالاست که به نظر نمی رسد که در شرایط کنونی، نطام قادر به پرداخت آن باشد.
آنچه بدیهی به نظر می رسد این است که آمدن خاتمی یک بازی دو سر باخت را پیش روی اصولگرایان قرار می دهد. کسانی که نه توان رقابت دارند و نه شهامت رد صلاحیت. از همین رو همهء تلاششان را معطوف منصرف کردن خاتمی از آمدن به صحنهء رقابت کرده اند. امری که هر چه به انتخابات نزدیک تر می شویم، امکان تحقق آن کمتر می گردد.
خاتمی شناسان می گویند که حال و هوای این روزهای وی، یاد آور بهار 76 است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر