۱۳۸۷ تیر ۳۱, دوشنبه

شاید برلین از خاطر نبرده باشد

در تورق برگهای کتاب تاریخ همواره شاهد حوادثی هستیم که غبار روزگاران هم ذره ای از تازگی آن نمی کاهد. حوادثی که اگر از کنار آن به سادگی بگذریم ناچار از تکرار آن خواهیم گشت. غافل شدن از یادآوری این روزهای ماندگار، سبب خواهد گشت که نسل نوظهور را به دام کسانی بیاندازد که راستی آزمایی شعارهای پرزرق و برقشان، چیزی جز روسیاهی نصیبشان نکرد.
بدون شک کنفرانس برلین، یکی از همین روزهای ماندگار تاریخ معاصر است. کنفرانسی که با نام "ایران پس از انتخابات" در نخستین سال پیروزی اصلاحات می توانست روزهایی را نوید دهد که همهء ایرانیان تشنهء آزادیء دست در دست هم به سمت ساختن ایرانی آزاد و رها، به خشکاندن ریشهء استبداد همت گمارند، به یکی از سیاه ترین روزهای تاریخ اصلاحات بدل کرد.
پوچی ادعای کسانی که سالهای سال، غرق در زندگی کبک وار خود، حتی دمی سر از برف بیرون نیاورده اند، و در طی این همه سال تنها به زرق و برق دار کردن شعارهای خویش همت گمارده اند، ان زمان هویدا شد که حتی تحمل شنیدن سخنان کسانی را نداشتند که مرد و مردانه ایران را به آرزوی زندگی بی دردسر خارج نشینی رها نکرده بودند آن هم در حالیکه سرخی سیلی استبداد بر صورتشان بود. همان هایی که شعار "آزادی اندیشه" و "تحمل اندیشهء مخالف"شان گوش فلک را کر کرده بود.
آن روزها دلم می خواست بدانم که وقتی که اصلاح طلبان بازگشته از این کنفرانس، در بازجویی های اطلاعات و تحمل حبس های سنگین به سر می بردند، این آزادی خواهان دروغین به ساختن کدامین ویرانهء ایران زمین مشغولند. سوالی که جواب آن را پس از یک سال زندگی در سوئد، به خوبی دریافته ام.
شاید دیدن گزیده ای از آن روزهای تاریخی، مددگر کسانی باشد که در نقد دوران اصلاحات، سایه های شوم بازیگران نمایشنامه ای را از خاطر برده اند که روزگاری نه چندان دور به نابودی اصلاحات همت گماردند. همانها که امروز بر ناکارآمدی آن مرثیه می سرایند. نمایشنامه ای که در خیل بازیگران آن از اسنبداد دینی بود تا فاشیست های ضد دین و کمونیست های مدافع حقوق کارگر. همه آمده بودند تا ایفاگر نقش منحوس خود باشند. نمایشنامه ای که نام آن "نابودی اصلاحات به هر قیمت" بود.

فیلم کنفرانس برلین(قسمت اول)
فیلم کنفرانس برلین(قسمت دوم)

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر