ه‍.ش. ۱۳۸۷ مهر ۲۹, دوشنبه

حاکم قوی یا حاکم ضعیف، مسأله این است

مسأله ایرانیان دقیقا همین است. مسأله این نیست که این حاکم تا چه حد پایبند رعایت اصول انسانی است، مسئله این نیست که این حاکم چه جنایتها می کند، چه فسادها می کند و ....نه اینکه نباشد اما اولویت نخست ایرانیان قدرت است.
اینکه قالب حکومتی امروز ما جمهوری است یا شاهنشاهی، مشروطهء مشروعه است یا مشروطهء انگلیسی، نیز تفاوتی نمی کند. ایرانیان قابلیت ایران را دارند که دیکتاتورهای «قوی» را به دموکرات ترین روش بر کرسی های قدرت بنشانند. به لوح افتخار تاریخ معاصر ما که نهضت مشروطه باشد بنگرید. تمام همت پدران مشروطه خواه ما، تشکیل مجلس شورای ملی بود و تأسیس عدالتخانه. انتخاب شخص اول مملکت و ادارهء قوهء مجریه بماند برای قدر قدرتان و نماینگان خدا بر روی زمین. مضحک ترین برگ تاریخ معاصر ما آنجاست که گواهی می کند که نخستین کسی که در این مرز و بوم حرف از جمهوری به میان آورد، رضا شاه کبیر بود و بزرگترین مخالف آن مجلس مشروطهء برخاسته از رأی ملت.
سوال این است که چرا مردم ما حاکمی هر چند مستبد که از ارتش گرفته تا پیچیده ترین و مرموزترین نهاد های امنیتی نفوذ دارد را ترجیح می دهند به آزادیخواهی که فاقد پشتیبانی مظاهر قدرت است؟
دموکراسی سوغات غرب است برای جامعهء استبداد پذیر ایران. در عین حال هیچ یک از زیر ساخت های دموکراسی( از داشتن مردمی آگاه گرفته تا احزاب سیاسی، نهادهای مدنی، نهادهای پرسشگر و مطبوعات مستقل و ...) به درستی وارد این سرزمین نگشته. هر چه که تا کنون بود جرقه ای بود زود گذر که درخشش بی فروغ آن در برابر آذرخش استبداد محو گشت و از همهء ساز و کار های یک جامعهء متمدن، تنها انتخابات شد مظهر دموکراسی. ناگفته پیداست که ماحصل چنین انتخاباتی استبدادی خواهد بود با ظاهری آراسته به زیور رأی مردم.
از مهمترین خصوصیات مردم چنین جامعه ای این است که تمام سهم خود را از دموکراسی تنها انداختن یک رأی به صندوق می دانند. در نزد آنان نه وقتی از برای پی گیری مطالبات است و نه حوصله ای از برای نظارت و نه اعتقای از برای وجود نهادهای پرسشگر و ناظر بر حاکمیت که پر کنند خلأ کمبود وقت و بی حوصلگی ایشان را. حتی تک صداهای برخاسته از چند روزنامه و حزب نصفه نیمه را، دعوای سیاسی می دانند و ماحصلش را هدر رفتن فرصت های کشور.
آرزوی این مردم همواره حاکمی است قوی، با نفوذ، عادل، خوب، مهربان و عاشق مردم که در عین حال دشمن همهء پلیدیها و زشتی ها و مفاسد است که بنا به دلایل گفته شده نیازی هم به نظارت ندارد. و اگر این فرشتهء نازل شده از طرف خداوند نتوانست اوضاع مردم را بهبود بخشد -که نمی تواند- دست به دعا می گردند که خداوند فرشتهء بعدی را نازل کند.
در چنین حکومتی حاکم نباید بگوید که «بعضی رئیس جمهور را تدارکچی می خواستند»، «هر 9 روز یک بحران برایم آفریدند» و یا «نمی گذارند دولت به عهد خود وفا کند». این جملات برانگیزانندهء هیچ حرکتی در بین توده ها نیست و فقط نشان دهندهء ضعف این حاکم است. بلکه باید گفت که «بعضی رئیس جمهور را تدارکچی می خواستند»، «هر 9 روز یک بحران برایم آفریدند» و یا «نمی گذارند دولت به عهد خود وفا کند» اما پدرشان را در می آورم و تا می شود باید صحبت از کشف مافیا و قطع دستان او سخن به میان آورد.
پس از اینکه پوچی ادعاهای حاکم قدرتمند بر همگان عیان شد، حال مردم دست بیعت به سوی قدر قدرتی دراز می کنند که همین ادعاها را با رنگ و لعابی جدید به خوردشان دهد و صد البته «دیکته ای نانوشته باشد» تا «بی غلط» همچون فرشتهء نجات، مردمی را زعامت کند که هرگز نخواهند دانست تا «دموکراسی»ای این چنین، تنها ملعبه ای است از برای استبداد نوین.
با این تفاسیر رئیس جمهور بعدی ایران زمین کیست؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر