ه‍.ش. ۱۳۸۷ آبان ۴, شنبه

یک تعریف پست مدرن از روشنفکری دینی

روز گذشته یکی از دوستان برایم مطلبی فرستاد به قلم اسماعیل نوری علا که وقتی پاراگراف ابتدایی را خواندم به باورم آمد که ایشان طنز نویس است. کمی که بیشتر خواندم دیدم که انگار نه، مطلب کاملا جدی نگاشته شده، ولی انگار ایشان 20 سال اخیر را در ابوغریب زندگی کرده.
ایشان مطلب کاملا تحلیلی! خود را با این فرض آغاز کرده که روشنفکران دینی که این قدر از مخالفت با سکولاریسم قلم می زنند، چرا چیزی در رد نظریهء ولایت فقیه و حکومت اسلامی ارائه نمی کنند. با این فرض کاملا اثبات شده! ایشان استدلال کرده که از آنجا که «معلول» نمی تواند «علت وجودی» خویش را نفی کند، پس روشنفکران دینی نمی توانند چیزی در ذم حکومت اسلامی که علت وجودی آنان است بگویند و به اصطلاح چاقو دستهء خویش را نمی برد.
به بخشی از مقدمهء ایشان توجه کنید:

«
اخيراً، هربار که مطلبی در مورد «نوانديشان دينی» (يا به قول آقای دکتر سروش، «روشنفکران دينی»)، و مخالفت مستمر آنان با «سکولاريسم» می نويسم، با اين پرسش گروهی از خوانندگانم مواجه می شوم که چرا، در عين نشان دادن موارد اين مخالفت، توضيح نمی دهيد که چگونه است که اين آقايان، برای آسان تر شدن کار نوانديشی شان، هيچ کدام کمر همت به بيان دلايل ابطال حکومت اسلامی و ولايت فقيه نمی بندند، و هرگاه که به اين مطلب می رسند بلافاصله رو بر می گردانند و از ورود به دايرهء اينگونه بحث ها خودداری می کنند. چرا اين انديشمندان، مرتباٌ، با سر و هم کردن استدلال هائی سخت ضعيف، سکولاريسم را نفی می کنند؟»

یک بار دیگر به تعریفی که ایشان از روشنفکری دینی ارائه داده اند توجه فرمایید:
آن کسانی را که ایشان در مقدمهء فوق ترسیم کرده (مخالفت مستمر با سکولاریسم و نفی نکردن نظریهء حکومت اسلامی)، بدون شک مصداقش مصباح یزدی و جواد لاریجانی است نه سروش کدیور. این آقای دانشمند که یک مقالهء عریض و طویل را بر اساس فرضی این چنینی به نگارش در آورده، حتی یک بار هم از خودش سوال نکرده که اگر روشنفکران دینی تا این حد به حکومت اسلامی و ولایت فقیه قرابت دارند و تمام همت آنان در نفی سکولاریم است، پس اصولا وجه افتراق آنان با محافظه کار ترین لایه های حاکمیت چیست که ما حصل آن بیرون انداختن دکتر سروش از دانشگاه، به زندان افکندن کدیور، خلع لباس اشکوری و بستن نشریاتی چون کیان و راه نو و دهها مورد دیگر گشت. پس علت چیست که این قشر(روشنفکران دینی) و طرفدارانشان تا این حد به مغضوبان نظام اسلامی بدل گشته اند.
اگر ذره ای انصاف و شاید مثقالی قدرت تفکر برای برخی از این ایرانیان فرنگ نشین مانده بود، حداقل شاید امروز سایت های تار عنکبوت گرفته شان قدری رونق داشت.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر