۱۳۸۷ آبان ۶, دوشنبه

کردان می داند که می ماند

چرا کردان استعفا نمی دهد؟ چرا احمدی نژاد برکنارش نمی کند؟ آیا هزینه های حمایت از چنین وزیری به یک استیضاح می ارزد؟
پاسخ این سوال را می توان در صحبتهای چند روز اخیر کردان و احمدی نژاد یافت. شواهد و قرائن نشان می دهد که هم کردان و هم احمدی نژاد اطمینان فراوانی به ناموفق بودن پروژهء استیضاح دارند. دفاع جانانهء محمود احمدی نژاد از کردان در جلسهء روز گذشتهء وی با جمعی از استانداران، آنهم چند ساعت پس از اعلام وصول استیضاح، گواه این مطلب است که به باور وی، استیضاح کنندگان هیچ شانسی برای خارج کردن وی از کابینه ندارند. اما آیا این اطمینان بی دلیل است؟
به دو دلیل بسیار مهم می توان گفت که شانس ابقای کردان بسیار زیاد است.
اول آنکه رأی عدم اعتماد مجلس به کردان، به منزلهء تغییر نیمی از کابینهء دولت است و مطابق قانون احمدی نژاد موظف است که بار دیگر کابینه اش را برای رأی اعتماد به مجلس بیاورد. که این اتفاق در فاصلهء چند ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری می تواند در بر دارندهء تاوانی سنگین از برای اصولگرایان باشد. از همین رو تشتتی که این روزها در میان اصولگرایان به چشم می آید، ناشی از ناگزیر بودنشان در انتخاب بین مصلحت اندیشی حزبی و ژست اصولگرایی است، و تجربه نشان می دهد که هر گاه اینان مجبور به انتخاب گردیدند، مصلحت اندیشی حزبی انتخاب اول و آخرشان بوده.
اما دلیل دوم و مهم تر این اطمینان، عملکرد فراکسیون اقلیت است که در برابر این تشتت آرای اصولگرایان، رایشان بسیار تأثیر گذار گشته.
بسیار ساده اندیشانه است تصور این که فراکسیون اقلیت با دادن رأی عدم اعتماد به کردان، زمینهء خروج وی از کابینه را فراهم می کنند.
اصلاح طلبان مجلس می دانند که در صورت موفقیت استیضاح، جانشین کردان کسی خواهد بود همچون خود او. اما در صورت بقای وی، «کردان گیت»، یکی از بهترین برگهای برندهء اینان در انتخابات بعدی خواهد بود.
علی الخصوص که کردان بر وزارتی تکیه زده که برگزار کنندهء انتخابات بعدی نیز هست.
سخنان محمد رضا تابش، دبیر کل فراکسیون اقلیت مجلس، به روشنی گواه این مسأله است:

«مساله‌ي كردان پشت‌پرده‌هاي زيادي دارد و ما ‏خردمندتر از آن هستيم كه در تسويه‌حساب‌هاي دروني اصولگرايان وارد شويم‎.‎»

برکناری کردان سبب می گردد تا در چند ماه آینده، اخبار مدارک جعلی وی کم کم به دست فراموشی سپرده گردد، اما ابقای وی همچون شمشیری است که از یک سو نفسهای احمدی نژاد را به گاه انتخابات به شماره می اندازد و از سوی دیگر شاهرگ مجلسی را نشانه می رود، که ناتوانی اش در برکناری یک وزیر جاعل، فلسفهء وجودی این مجلس را زیر سوال برده.
مجلسی که اکثریتش با اصولگرایان است و بد یا خوب آن، به نام هم اینان نوشته می گردد. بدیهی است که در چنین شرایطی عاقلانه ترین کار فراکسیون اقلیت، دادن رأی ممتنع است که در واقع به منزلهء عدم موافقت با استیضاح است.
در یکی از همین روزهای نزدیک، احمدی نژاد و اصلاح طلبان در اولین توافق نانوشتهء خود -از روز ازل تا کنون- دست در دست یکدیگر، پای در جلسهء استیضاح می گذارند.
در این توافق نانوشته آن چه که بدیهی است، دلایل خواست اقلیت مجلس و اصلاح طلبان در حفظ گوهری به نام کردان است از برای روز مبادای خود. ولی آنچه که مبهم است این است که چرا احمدی نژاد که با کمترین دلیل وزیری را به کنار می نهاد، این بار حیثیتش را بر سر وزیری نهاده که شاید در روز انتخابات چشم اسفندیارش باشد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر