ه‍.ش. ۱۳۸۷ آبان ۱۳, دوشنبه

سرهای فرو رفته در برف "مدعی العموم"

چندین سال پیش یکی از روزنامه های اصلاح طلب مطلبی را از قول پورنجاتی(نماینده وقت مجلس) نوشت که با تکذیب وی روبرو شد. پورنجاتی در تکذیبیهء خود تأکید کرد که قصد شکایت از این روزنامه را ندارد، اما با وجود این تأکید، دادگاه با شکایت مدعی العموم! و به اتهام چاپ مصاحبهء جعلی این روزنامه را توقیف کرد.
این واقعه یکی از صدها نمایش دلیرانهء مدعی العموم در ایران است که در طی دوران اصلاحات به بهانهء استیفاء حقوق مردم، حقوق اصولگرایان را از مردم ستانده است. همین مدعی العموم که از چاپ یک مصاحبهء نادرست در یک روزنامهء اصلاح طلب نمی گذرد، همان که چاپ یک مقاله در یک نشریهء دانشجویی در بی نام و نشان ترین دانشگاه دور افتاده ترین شهر ایران را به دقت زیر نظر دارد، در برابر پروندهء عجیب و غریب کردان سکوتی اختیار کرده که انگار نه می بیند و نه می شنود.
انگار نه انگار که این آقا یک پروندهء مفتوح ازالهء بکارت دارد، انگار نه انگار که این آقا یک مدرک دکترا جعل کرده، انگار نه انگار که ایشان بدون داشتن یک لیسانس در دانشگاه تدریس کرده و انگار نه انگار که ایشان سالها با همان مدرک جعلی حقوق دریافت کرده، پست گرفته و اینک وزیر شده و انگار نه انگار که ایشان به نمایندگان رشوه داده.
نه اینکه مدعی العموم اینها را نمی بیند، خوب هم می بیند، اما شرح وظایف مدعی العموم ستاندن حقوق اصولگرایان است نه چیز دیگر.
اگر این آقای کردان به جای اصولگرا بودن، اصلاح طلب بود، که دیگر سر مدعی العموم همچون کبک در برف نبود، بلکه ایشان دستبند در دست و تحت بازجویی های برادران به خطاهای دوران کودکی خود هم اعتراف کرده بود و فیلم اعترافاتش در رابطه با ارتباطش با موساد و سیا هم آماده بود و حتی وکیلش هم اجازهء ملاقات نداشت. اما او اصلاح طلب نیست. او اصولگرا است و هنوز هم وزیر و نور چشم رئیس جمهور و فردا می رود تا در برابر نمایندگان اصولگرای مجلس از خود دفاع کند.
کسی چه می داند، شاید باز هم وزیر بماند...