۱۳۸۷ اسفند ۲۸, چهارشنبه

چند پرسش مهم از احمد زیدآبادی

سوال من از زیدآبادی و همهء کسانی است که هنوز هم پروژهء کاندیداتوری نوری را پی گیری می کنند.

اگر کاندید کردن عبدالله نوری به منظور رد صلاحیت احتمالی وی و پس از آن نشستن در خانه ها و شرکت نکردن در انتخابات و پایان ماجرا باشد، باید گفت که هیچ فایده ای بر آن مترتب نیست. اما اگر قرار بر این است که کاندید رد صلاحیت شدهء ما پس از انتخابات رهبری جنبشی را بر عهده گیرد، آن وقت موضوع متفاوت است و سوالاتی چند را به ذهن متبادر می سازد.

-چرا هیچ وقت آقای زیدآبادی و دیگر طرفداران نوری از نقشی که نوری باید پس از انتخابات به عهده گیرد سخنی به میان نمی آورند؟

-اگر قرار است که ایشان در قالب یک اپوزیسیون در داخل کشور جریانی را راهبری کند، ساز و کار آن چیست؟ در فضایی که یک وبلاگ نویس هم از امنیت کامل برخوردار نیست، آیا امکان فعالیت اپوزیسیونی به رهبری عبدالله نوری در فضای سیاسی ایران وجود دارد؟ آیا به یک باره آستانه تحمل مسولان نظام بالا خواهد رفت؟

-ناگفته پیداست که موج بازداشت ها و سرکوب گریبان طرفداران و حامیان رسانه ای نوری را خواهد گرفت. و آنچه عیان است ناتوانی نوری و دیگران در استیفای حقوق این بازداشت شدگان جدید. آیا همان اتهاماتی که روزی گریبان خاتمی را گرفت که از ناکارآمدی خاتمی در پی گیری حقوق طرفدارانش سخن می راندند، گریبان گیر نوری نخواهد شد؟

- آیا باور ندارید که حضور پر رنگ نوری، فضای امروز ایران را رادیکال تر خواهد کرد؟ آیا جامعهء امروز ایران پذیرش رادیکال تر شدن فضای سیاسی کشور رادارد؟ آیا یأس و نا امیدی، تنها ثمرهء رادیکال تر کردن جامعهء امروز ایران نیست؟

و مهمترین سوال:

برای راهبری جنبشی فراگیر آیا باید با کاندیداتوری ریاست جمهوری و رد صلاحیت شدن آغاز کرد؟ آیا در جامعه ای که یک رئیس جمهور اصلاح طلب بر سر کار است امکان فعالیت برای فعالین سیاسی در کف جامعه فراهم تر نیست؟ آیا نمی توان هم از کسی حمایت کرد که به آزادی های مدنی پایبند تر است و در آن زمان از این آزادی های مدنی بهره جست؟