۱۳۸۸ فروردین ۱۷, دوشنبه

چهره ای جدید از موسوی مدل 88

اولین کنفرانس مطبوعاتی میر حسین موسوی حاوی مطالبی بود که برای نخستین بار دریچه ای از امید را به سوی طرفداران اصلاحات گشود. سخنان موسوی حاوی نکات مثبت ومنفی بسیاری است که از دیدگاه یک اصلاح طلب نکات مثبتش چربش فراوانی به ابهامات موجود دارد. نحوهء خبر رسانی های بعدی ستادهای میرحسین و پررنگ نشان دادن بخشهایی از این گفت و گو نشان می دهد که کدام بخش از سخنان امروز موسوی برنامه های کلیدی وی هستند و کدام یک تنها یک شعار تبلیغاتی.

در همین راستا، واکنش روزهای آیندهء اصلاح طلبان و اصولگرایان، موسوی را وادار به ورود چند بارهء خود به مهمترین بخشهای کنفرانس امروز خواهد کرد. چنانچه مواضع امروز موسوی با پافشاری روزهای آیندهء وی و تبلیغ گستردهء ستادهای اجرایی وی همراه گردد، بنا به دلایلی که در ذیل خواهد آمد، حتی می توان موسوی را طلیعهء شکلی از اصلاحات دانست، که در مواردی بنیادی تر و پایدار تر از 8 سال اصلاحات دوران خاتمی است.

موسوی در سخنان امروز خود به سه حوزه وارد شد. حوزه هایی که ورود به آنان در این مقطع از تاریخ، حتی در توان اصلاح طلبان شناسنامه دار هم نبود.

حوزه اول حوزهء امنیت اجتماعی بود. اهمیت این حوزه از آن جهت است که یکی از مهمترین فصل بندی های وی با اصولگرایان در سالهای آیندهء خواهد بود. وعدهء جمع آوری گشتهای ارشاد، برای قشر جوان جامعه، که بیشترین درصد تحریم گران را هم در بین خود دارد، به حدی جذاب است که حتی اگر باورش هم سخت باشد، به امتحان کردنش می ارزد.

از سوی دیگر، این وعده، تفاوت بسیار آشکاری با وعده های انتخاباتی نامزدها دارد چرا که وعده ای است، مشخص و معین و قابل پی گیری. از همین رو پتانسیل فراوانی برای جذب آرای تحریم گرانی که مطالبات اجتماعی دارند، پدید آمده است.

حوزهء دوم آن جاست که وعدهء فراهم کردن بستری برای گردش آزاد اطلاعات را میدهد. شعاری که یکی از مهمترین آرمانهای توسعهء سیاسی است. حداقل فایدهء چنین وعده ای این است که موسوی درد را به درستی شناخته است و منشا فساد را شناسایی کرده، هر چند که برای درمان راه سختی پیش روی دارد. من به شخصه شکی ندارم که امکان تحقق 50 درصدی چنین وعده ای هم محال است. اما اگر گامی هم به این سو برداشته شود، می توان به برداشتن گامهای دیگر هم امیدوار بود. یکی از مهمترین وظایف اصلاح طلبان، ارائه و پیشنهاد راهکارهای عملی برای تحقق چنین راه مبارکی است. تبدیل چنین وعده ای به یک خواست ملی، بستری را فراهم می سازد که کمترین حاصل آن، تبدیل شاخصهای رفاه و توسعه به بالاترین سطح تاریخ معاصر می باشد.

اما سومین حوزه، باز کردن بحثی بود که حتی پیشروترین اصلاح طلب هم از ورود به آن، حداقل در فضای سال 88، اجتناب می کرد.

سخن گفتن از امکان تغییر قانون اساسی در زمانهء فعلی دستاوردی است که طرفداران افراطی توسعهء سیاسی را برای حمایت نکردن از وی آچمز کرده است. نکته ای که باید بدان توجه کرد این است که به هیچ وجه بحث موسوی، پیش قدم شدن برای تغییر قانون اساسی نیست، نکتهء با ارزش در این بخش از سخنان موسوی شکستن تابوی سخن گفتن از تغییر قانون اساسی است. موسوی فتح بابی کرده است که هم فاصلهء وی را از محافظه کاران دورتر می کند و هم مجالی برای کسانی فراهم می کند با هزینه ای کمتر به این بحث پر دردسر وارد گردند.

اینکه در طی روزهای باقیمانده تا انتخابات و طی سالهای پس از پیروزی موسوی چه بهره ای از این شعار بنیادی نصیبمان گردد، گواه راستی آزمایی وعدهء کسانی است که به دنبال روزنه ای برای تحقق اصلاحاتی بنیادی و پایدار می گشتند.

موارد فوق همان فصل مشترکی که اصلاح طلبان دغدغهء یافتن آن را داشتند. موسوی مدل 88 را غنیمت بدانیم و به دنبال بهره گیری از ظرفیت های فردی وی برای پیشبرد آرمانهای اصلاحات باشیم.