ه‍.ش. ۱۳۸۸ مرداد ۱۰, شنبه

این دادگاه بوی خون می دهد

پرده ای دیگر از نمایشنامهء کودتا به روی پرده رفت. این دادگاه، دادگاه کسانی است که پایشان هم نباید حالا حالاها به بیرون از زندان برسد. آزاد ماندن کسانی چون تاجزاده و حجاریان و میردامادی و نبوی و رمضان زاده و ابطحی و خیلی های دیگر، خواب را به چشمان کودتاچیان حرام می کند. زندانی ماندن اینان تا پایان 4 سال احمدی نژاد، حداقل چیزی است که انتظارمان را می کشد. اما...
اما این لقمه گلو گیر تر از آن است که آقایان توان بلعیدن آن را داشته باشند. هنوز خیلی ها در این مرز و بوم هستند که سکوتشان از برای رخ ندادن چنین روزهایی بود. هنوز خیلی ها در این ملکت هستند که امید به سر عقل آمدن بزرگان بسته اند. هنوز خیلی ها هستند که ترجیع بند ترانهء اصلاح طلبی شان، حرکت در چارچوب نظام است و هنوز خیلی ها هستند که با همهء وجود به رهبران این مملکت، از روی خیرخواهی، نصیحت می کنند که نگذارید که 22 خرداد، به 15 خرداد بدل گردد.
اما اگر تیزی یک چاقو را بر گلوی کسی فشردید، دیگر صبر و متانت وی را انتظار نکشید. این پرده های آخر نمایشنامهء کودتا که به زعم برخی شان، راحت ترین آن نیز هست، قابلیت تبدیل شدن به بلای خانمان سوزی را دارد که شاید کمترین حاصل آن نابودی ثروت و آبروی یک مملکت، و نا امیدی و آوارگی هزاران ایرانی و ریختن خون صدها جوان دیگر باشد. روزهایی نه چندان دور که شاید دیگر ستونی برای کودتاچیان باقی نماند تا بخواهد بلرزد.
اگر باور ندارید، همچنان باد بکارید. بکارید تا روزی طوفان خشم یک ملت را بدروید.

لینک این مطلب در بالاترین

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر