ه‍.ش. ۱۳۸۸ آذر ۶, جمعه

قبای گشاد آزادیخواهی بر تن اکبر اعلمی

انگیزهء نوشتن این مطلب انتشار فیلمی از اعترافات ابطحی در وبسایت اکبر اعلمی بود که حتی سیمای جمهوری اسلامی هم از انتشار آن ابا داشت. آقای اعلمی این سند بسیار مهم!! را در شرایطی منتشر می کنند که تنها ساعاتی از آزادی ابطحی پس از تحمل 160 روز زندان می گذشت. این هنر آقای اعلمی که در واقع به پایان رساندن کار نیمه تمام کودتاچیان عزیز بود، ریشه در خصلت های ذاتی مردی دارد که این روزها خیلی دلش می خواهد تا یکی از پرچمداران آزادی خواهی لقب گیرد.

اعلمی هیچ وقت چیزی بیشتر از یک هوچی گر نبود. اتفاقا در مجلس ششم یکی از بزرگترین سدهای اصلاح طلبان هم بود. کارنامهء اعلمی در مجلس ششم پر است از همصدایی با اصولگرایان در مخالفت های مکرر یا دولت اصلاحات. وقتی برای مجلس هفتم تقریبا تمام نمایندگان اصلاح طلب رد صلاحیت شدند، اتفاقا آقای اعلمی تایید شد اما از اونجایی که آقای اعلمی همیشه ساز مخالف هست، در مجلس هفتم موی دماغ آقایان اصولگرا هم شد و برای مجلس هشتم رد صلاحیت شد.
اعلمی در طول حیات سیاسی خود، هیچگاه سابقهء حمایت از فکر یا حرکت خاصی رو نداشته و همیشه به عنوان مخالف مطرح بوده و اصولا هویت این شخص در مخالفت است. هر گاه آقای اعلمی با چیزی مخالف نباشند دیگر وجود خارجی ندارند.
آدمهایی مثل اعلمی هیچ گاه توان فعالیت در هیچ حزب و گروه سیاسی را ندارند، چون اصولا هر جا که باشند با آن ساختار مخالفند و معایبش را می بییند. و شما تصور کنید که چنین فردی که حتی به اندازهء یک هیأت دولت همراه و همفکر سیاسی ندارد، داعیهء کاندیداتوری ریاست جمهوری هم دارد.
به مجرد رد صلاحیت در مجلس هشتم، ایشان یک شبه لیبرال شدند و سخنرانیهای شبه براندازانه کردند و از حقوق مردم سخن راندند، کاندیداتوری ایشان در انتخابات پر سر و صدای اخیر و متعاقب آن رد صلاحیت ایشان، راه را برای شعارهای پر رنگ و لعاب ایشان فراهم تر کرد.
اما زمان راستی آزمایی ادعاهای آقای اعلمی هم رسید. عکس العمل جناب اعلمی به تقلب گسترده در انتخابات و حضور میلیونی مردم در خیابان که حتی رضا پهلوی را هم به سخن آورد، تنها سکوت بود و سکوت.
این پرچمدار بزرگ آزادیخواهی و عدالت طلبی نه تنها هیچ همراهی با جنبش سبز نکرد بلکه با افشاگریهای اخیرش، راه را بر عمله های کودتا هموارترهم کرد.
چند سوال از جناب اعلمی:
این فیلم که از هیچ مرجع رسمی و غیر رسمی تا پیش از این منتشر نگشته بود، از چه طریقی به دست شمایی رسید که ادعا می کنید جزیی از این پیکره نیستید؟
هدف از انتشار این فیلم تنها چند ساعت پس از آزادی ابطحی چه بود؟
و یک سوال بسیار مهم:
آقای آزادی خواه شبه برانداز! چرا شما الان در پشت میله های زندان نیستید؟
در این بزنگاه که همهء فعالان سیاسی مخالف به اوین اسباب کشی کرده اند و به یک دانشجوی معمولی هم رحم نمی کنند، چگونه است که شما با این شعارهای پر رنگ و لعاب و براندازانه، راست راست در خیابانها می گردی و مطلب مینویسی و کسی هم حالت را نمی پرسد؟
و یک درس برای آموختن:
همین خاتمی که ابطحی در اعترافاتش او را خائن خواند و تو منتشرش کردی، اولین کسی بود که به استقبالش رفت. این همان راز ساده محبوب قلوب گشتن است نه هوچی گری و ساز مخالف زدن.
شاید اگر روزی رسید و مردم هم کمی شما را جدی تر گرفتند، آنوقت گفتنی های زیادی داریم که بازگو کنیم آقای آزادیخواه.