۱۳۸۸ بهمن ۴, یکشنبه

هدفمند کردن یارانه ها، تیر خلاص یا راز بقا

می گویند که هدفمند کردن یارانه ها تورم 60 درصدی به همراه دارد، می گویند که نابود کنندهء اقتصاد است، می گویند که نابود کنندهء ریال است. سوال اینجاست که این همه اصرار احمدی نژاد برای عملی کردن آن بهر چیست؟ آیا در این بحبوحهء تاریخی که دولت با این موج عظیم نارضایتی روبرو است، در صدد برآمده که تیر خلاص بر پیشانی خویش وارد آورد؟
واقعیت این است که محمود احمدی نژاد سالهاست بازار هدف خود را برگزیده و به تنها چیزی که می اندیشد همان است و بس. خرابه های فقر و تهیدستی، همان ویرانه میدانی است که 5 سال محمود، آنجا را برای قدم زدن برگزیده است.
طرح هدفمند کردن یارانه ها بدون شک توان مالی 3 دهک پایین جامعه را ارتقا می دهد. مردی که با 5 سر عائله، حقوقی زیر ماهی 300 هزار تومان دارد، پس از دریافت یارانه های چه به صورت نقدی و چه به شکل غیر نقدی، شاهد افزایش درآمد ماهیانهء خود تا مرز 100 درصد هم خواهد بود و حتی تورم 60 درصدی هم کاهندهء قدرت خرید وی نخواهد بود. فشار به آن طبقه ای وارد می گردد که نسبت آن چیزی که دریافت می کنند به حقوق فعلی شان حتی به 20 درصد هم نمی رسد. و اینان طبقه متوسط جامعه اند. همان ها که این روزها خیابانهای ایران زمین را سبز کرده اند. همان که محمود از ابتدا نادیده گرفتشان.
محمود می داند که پایه های حکومتی به لرزه می افتد که 3 دهک پایین جامعه را به همراه نداشته باشد. طبقهء متوسط جامعه در بدترین حالت، مخالفانی نجیبند که حوزهء مخالفتشان هرگز مرزهای مدنیت را نمی درد. اما از دست دادن 3 دهک پایین جامعه، همان اشتباهی است که ناگوار ترین پیامدها را برای حکومت محتمل می کند و این همان سرانجام تلخی بود بر سر شاه نگون بخت آمد.
از این رو تلاش بی وقفهء محمود برای هر چه سریعتر عملی کردن هدفمند کردن یارانه ها، نه تنها به منزلهء تیر خلاص به پیشانی حاکمیت نیست، بلکه به خاطر جلب مجدد اعتماد همان هایی است که در 5 سال گذشته همواره با آنان و با ادبیات آنان سخن گفته. اینها همان هایی هستند که به لطف اقتصاد ویران ما کم نیستند. کسانی که به گاه رضایت صدایشان مسموع نیست چون نه اهل غوغایند و نه رسانه ای برای سخن گفتن دارند. نه فرصتی برای عرض اندام در فضای مجازی دارند و نه حتی پولی برای خرید کامپیوتر و اینترنت.
چون نیستند تا صدای رضایتشان را از کرامات احمدی نژادی بشنویم، آن گاه طبقهء متوسط جامعه می شوند رسانهء آنها و به جای آنها فریاد می کشند.
از زبان خود و فقرای جامعه فریاد اعتراض بر می آوریم و از عدم همراهی آنها حیرت می کنیم و محمود به رویمان لبخند می زند. او نیک می داند که به قیمت نابودی اقتصاد ایران زمین هم که شده، همچون همهء فاشیست های تاریخ، پایه های حکومت خود را بر خرابه های فقر و جهل مستحکم ساخته.
آیا می توان به این زودیها، در چنین جامعهء فقرزده ای از دموکراسی و توسعهء سیاسی سخن گفت؟

۱ نظر:

  1. باسلام
    دوست عزیز با توجه به اینکه کل یارانه پرداختی دولت نودهزار میلیارد تومان درسال است وقراراست ظرف مدت پنج سال آزادشودیعنی سالی 20درصدیعنی سالی 18هزارمیلیاردتومان که آنهم تقریبا"نصف آن به هفت دهک که تعداد آنها 47میلیون نفراست پرداخت میشود که ماهانه16000 هزار تومان برای هرنفرمیشود.که تاثیر آن برای یک خانواده 5نفره با درآمد 300هزارتومان حدودا"26.6 درصد میشود واگرمثل سالهای قبل 7تا 8 درصد حقوق و دستمزد افزایش یابد جمعا" 33تا34درصد افزایش درآمد دارند ونهایتا"بسته به میزان تورم سال آتی مشخص میشود قدرت خرید این خانواده بالا رفته یا پایین آمده است.

    پاسخحذف