۱۳۸۸ بهمن ۲۷, سه‌شنبه

استیصال و انحطاط پاسداران حریم ولایت

26 اردی بهشت 88 نوشته ای خواندم از مسعود بهنود با عنوان "کار از دست آیبتا خارج شد". بهنود در این مقاله می نویسد:

«می گویند در سال های بعد از شهریور 20 که دیکتاتوری رفته و دموکراسی آمده بود آقا سیدضیا هم از فلسطین برگشته و خود دستگاهی به راه انداخته بود، نمایندگان مجلس و سیاست پیشه گان و ارباب جراید در قهوه فروشی آیبتا در چهارراه اسلامبول جمع می شدند و نقشه می کشیدند و گاه با همین نقشه کابینه ای [مثل کابینه صدر الاشراف] را سرنگون می کرد و گاه استیضاحی مطرح می شد و به این ترتیب مطابق قواعد معمول دموکراسی ها بر صحنه سیاسی اثر می گذاشتند. با آمدن سید ضیا و دایر شدن حزب اراده ملی، رضا آشتیانی زاده آقازاده سیاست پیشه و جسور، اصطلاحی را باب کرده بود که تعرض به بسیاری از ریزه کاری های سید داشت. هر وقت از نقشه های پارلمانتری و سیاسی کار بر نمی آمد می گفت کار از دست آیبتا خارج شده افتاد دست سرچمبک.

اشاره اش به مهدی ماست بند از بازار سرچمبک بود که دسته راه می انداخت، تظاهرات جور می کرد، روزنامه ای را وامی داشت که فحش های چاله میدانی بنویسد و زدوخوردی راه می انداخت و خلاصه کاری را جماعت فرنگی مآب قهوه خور آیبتا از عهده اش برنمی آمدند به فوت و فن مهدی ماست بند سرچمبک راه می افتاد. در این مواقع سید ضیا آدم می فرستاد دنبال آقا مهدی ماست بند.»

حالا این شده حکایت سینه چاکانی که آمده اند تا به زعم خویش حرمت از کف رفتهء ولایت را با مبتذل ترین روشها اعاده کنند. از باتوم به دست گرفتن و عربده کشی های خیابانی لباس شخصی ها خیری ندیدند، کار را به رجز خوانی های چاله میدانی و قمه کشی های قهوه خانه ای کشانده اند.
سیمای ضرغامی مستأصل از پخش صدها ساعت تئوری پردازی جنگ نرم و شبیخون فرنگی، راه حل بحران حاکمیت و جنبش سبز را در رجزخوانی جوانی می بیند که احتمالا با مدرکی نازل تر از دیپلم، با مبتذل ترین ادبیات، طرفداران جنبش سبز را به دعوای تن به تن در محله های جنوب شهر فرا می خواند.
داستان غم انگیز این جوان قداره بند و حاکمیتی که در قرن 21، بزرگترین معضل خویش را تعداد زیاد دانشجوهای علوم انسانی می داند، گواه این مهم است که بار دیگر زمام امور به دست سرچمبک ها افتاده است.

فیلم رجزخوانی یکی از پاسداران حریم ولایت

۲ نظر:

  1. البته باید عرض کنم که این مصاحبه از سیمای ضرغامی پخش نشد. ولی‌ به هر حال نشان دهنده قشری از حامیان رهبر است که نه فقط به دلیل بینش پایین، بلکه حتی به خاطر منفعت طلبی‌ها حاضرند هر کاری انجام دهند، فکر می‌کنم این جماعت که در این ویدئو یکی‌ از آنها را میبینیم، حتی به اصول اولیهٔ دین هم پایبند نیستند چه رسد به رهبر اسلامیشان!

    پاسخحذف
  2. اين شکل رفتارها خود به خود تکثير شونده است . مثل رفتار اين جوان را البت به شکلي به ظاهر آرامتر در 9 دي در هيبت جواني که نوشته ي(موسوي...خورديم که بهت راي داديم)ميشود ديد . پس از 9 دي معلوم شد که اين جوان در شبيه سازي قتل ندا و در زماني ديگر و در مراسمي ديگر در حرم آقاي خميني حضور داشته و از اين رو مي شود حدس زد که ايشان اصلن طرفدار موسوي نبوده .
    اما دليلي که من اينها را تشبيه کردم : ...خورديم يا 200 رفيق دارم پررو ابوالفضلي در کنه يک چيز هستند و اين جوان دومي در انديشه ي ساختن چهره اي شعبون مانند رويا پردازي ميکند تا شايد از اين بابت به نوايي برسد چرا که تصور ما از جوان متاسفانه مزدور 9 دي چيزي غير از اين نيست که لابد جيبش را پر کرده اند .

    پاسخحذف