۱۳۸۸ اسفند ۲, یکشنبه

باور کنید که موسوی یک بهانه است

دوم خرداد 76 مردم به خاتمی رأی دادند، فقط به یک دلیل. آنهم این بود که می خواستند یک نه بزرگ به نظام بگویند و بس. اما چه کودن بود این خاتمی و شاید هم کمی فرصت طلب که فکر کرد که مردم به دنبال توسعه سیاسی و دموکراسی دینی و پیتزا یا قرمه سبزی هستند. مردم آمده بودند که بنویسند "نه به نظام" که چون شبیه "سید محمد" نوشته می شد، خاتمی خوانده شد.
اما این خاتمی فرصت طلب و بقیهء آخوند ها که گنجشک را رنگ کرده و به جای قناری می فروشند، خواستند با اصلاحات حکومتی شان این نظام را بیمه کنند. به همین خاطر کمی آزادی دادند تا نقش سوپاپ اطمینان این نظام را به خوبی ایفا کنند.
بعد از مدتی که خیانتشان کاملا برملا شد، این مردم به شدت سکولار و مخالف نظام و دموکراسی دینی، از اصلاحات رو برگرداندند و 8 سال بعد یک نه بزرگ به هاشمی غارتگر و کروبی مفت خور و معین اصلاحات چی گفتند و از بین 8 کاندیدا، به سراغ هالهء نوری رفتند که 4 سال بعدش، پس از آنکه نصف مملکت را چاپید و آبرو و حیثیت ایران و ایرانی رو به باد داد دوباره بساط انتخاباتی به پا شود و این مردم سکولار دور هم جمع شوند واین دفعه به زیر علم یک اصلاح طلب اصولگرایی گرد آیند تا یک نهء بزرگ دیگر به نظام و دموکراسی دینی بگویند و هالهء نور، تقلبی به پا کند و جنبش سبزی به خیابانها بیایند که در اعتراض به تقلب در انتخابات به دنبال همه چیز باشند جز تقلب در انتخابات.
بیایند و از جمهوری ایرانی سخن بگویند تا خداحافظی با دموکراسی دینی و جنبش سبزی که رهبر ندارد و مردم رهبرانش هستند و موسوی و کروبی به دنبال مردم می آیند و اسب تروایی که اگر اجرا نشد مقصرش جرس بود و مهاجرانی و سازش می کنند این رهبران جنبش سبز و چاقو دستهء خویش را نمی برد و مشکل این است که جنبش بی رهبر نمی شود و چه خوب است اگر مخملباف و سازگارا و نوری زاده قبول زحمت کنند تا مصدع اوقات پهلوی جان نگردیم و سروش از سکولاریسم سیاسی بگوید و گنجی از نظام سلطانی و هم چنان انتخابات تحریم است و جنبش سبز خوب اما براندازند این سبزی ها که اگر رأی نمی دادند، "نه" به مشروعیت نظام گفته بودند و حال که رأی دادند خواهان براندازی اند و... چه خوبند همهء آنهایی که روشن فکرند و دوستشان داریم که ای کاش بیشتر داشتیم از این گنجی ها و عبادی ها و مخمل باف و سازگارا
و سبزیها آمدند تا در اولین گام از همان کسی که دیروز به او رأی دادند تا رئیس جمهور شود، اما هالهء نور نگذاشت، گذر کنند و به دنبال همان سکولاریسم و جمهوری ایرانی باشند که یک روز به خاطرش به خاتمی رأی دادند و یک روز به یادش به هالهء نور. یک روز به نامش به موسوی رأی دادند و یک روز به اسمش از موسوی گذر کردند و چه مردم نجیبی هستند این ایرانیان و چه معنای فراخی دارد این سکولاریسم که شاید روزی به خاطرش به مصباح رأی دهند و فلاحیان و با همهء وجود فریاد برآورند که :
موسوی یک بهانه است
و صدالبته شک هم نکنید که مهمترین خواسته امروز جنبش سبز که مشتمل بر 98 درصد مردم ایران می باشند، سکولاریسم هست و جمهوری ایرانی.

پی نوشت: مطلب فوق انعکاس افکارانسانهای مغشوش و متوهمی است که مردم ایران را برانداز، سکولار و ضد حکومت دینی می شناسند. کسانی که استدلالهایشان در 3 پاراگراف، بیش از 30 بار نقیض یکدیگر است

۵ نظر:

  1. فکر نمی‌کردم تحلیل‌های شما تا این سطحی و هولناک‌تر از آن آمیخته با چنین لحن گستاخانه و بی‌ادبانه‌ای باشد.

    برای شما متاسفم.

    پاسخحذف
  2. این نظر توسط نویسنده حذف شده است.

    پاسخحذف
  3. حالا همه چی به کنار آقای قاضی ولی این آمار 98 درصدی رو از کجا آوردین؟

    پاسخحذف
  4. از گفته های متوهمانی که فکر می کنند همهء ایران سبز هستند و سکولار

    پاسخحذف
  5. :))
    من مطلبتون رو که دیدم خواستم کلی ایراد بگیرم و اعتراض کنم که رسیدم به پی نوشت! ایول، واقعا بعضی ها در توهمند و انگار در ایران زندگی نمی کنند.
    موفق باشید.

    پاسخحذف