۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۰, دوشنبه

تئوریسین اسب تروا، "گاد فادر" جدید جنبش سبز

از قدیم گفته اند اگر آدمها کم صحبت کنند، جای دوری نمی رود. وقتی قرار باشد هر چیزی که به ذهنت رسید، مکتوبش کنی، آن وقت باید یکی را هم پشت سر خودت راه بیاندازی که اصلا خوب نیست. چون هم مصرف آبت زیاد می شود و هم باید زود به زود فلاش تانکت را عوض کنی.
یکی از مصیبت های خارج نشینی هم این است که مخارجت بالاست و برای اینکه دخلت به خرجت برسد ناچار از تولید انبوه هستی و حجم تولید هم که بالا رفت دیگر همه اش که در و گوهر نمی شود.
سید ابراهیم نبوی در آخرین بخش از تولیداتش خطاب به عطاءالله مهاجرانی سخنانی گفته که شنیدنش خالی از لطف نیست:

«داستان این است که مقادیر معتنابهی از نشریات مخالف جنبش سبز به نقل از مصاحبه مهاجرانی با روزنامه الوطن العربی نقل کردند که مهاجرانی گفته است "جنبش سبز ولایت فقیه را قبول دارد." من که نمی دانم این احساس چطوری به آقای مهاجرانی دست داده، ولی جنبش سبز که قطعا بنده و امثال من بیشتر از آقای مهاجرانی در آن نقش داریم و خودمان را صاحب جنبش می دانیم، اظهارات ایشان را تکذیب می کنیم و اگر چنین حرفی را گفته باشد، برای خودش گفته. جنبش سبز نه ولایت فقیه را قبول دارد و نه اصولا با رابطه دین و دولت موافق است.»

تا پیش از این گمان می کردیم که تنها رضا پهلوی و مسعود رجوی در توهمند، اما انگار هر که پایش را از ایران بیرون می گذارد، همچون اسبی که به هویجش خیره شده، گمان می کند که به همه چیز سیطره دارد. من نمی دانم که جنبش سبز ولایت فقیه را قبول دارد و یا خیر، اما به خدمت جناب نبوی عارضم که آن چک سفیدی را که ده ماه پیش تقدیم آقای موسوی کردی، هنوز نقد نگشته. بد نبود قبل از آنکه احساس جنبش سبز را رصد کنی، یک استعلامی، مشورتی، چیزی، هم از جناب موسوی می کردی. یا حداقل یک صندوق رأی می گذاشتی و یک رفراندومی برگزار می کردی. با نظر سنجی های وبسایت شخصی و نقطه نظرات پری رویان فیسبوکی که کسی پدرخوانده نمی شود پدر من.
یک چیزی هم آن آخرش گفتی که خیلی به دلم نشست:

«آقای مهاجرانی هم ده بار دیگر از این حرف ها بزند، آن وقت ممکن است آدم حرف هایی بزند که اصلا خوب نیست و اصولا چرا آدم باید حرف بد بزند؟ »

منتها جناب نبوی! مدتها هست که یک چیزی توی گلوی من گیر کرده. بعضی لباسها به تن بعضی آدمها کمی گشاد است. جملهء فوق هم خیلی زیبندهء تئوریسین اسب تروا نیست. 4 ماه تمام است که ما داریم روی اسب شما ماله می کشیم، هنوز صدرش به ذیلش، پنالتی می زند. مهاجرانی، هر کار بدی هم که کرده باشد، نظر خودش را گفته، برای جنبش که تاکنیک نداده. جملهء آخر را هم خطاب به خودم می گویم:
امیدوارم من از آن دسته آدمهایی نباشم که اگر کمی دور و برم شلوغ شد، ادعای پیامبری کنم.

۲ نظر:

  1. Aghaye Nabavi jomelatash khub nabud,kolan man ba shoma dar morede in enteghadee ke be ishan kardeed movafegham. Vali duste aziz aya lazem ast har ke ra ke chand eshtebah bad az modathaye tulani faaliate moaser mikonad kolan ba in lahn morede takhreeb gharar dahim?ta key ma seeyah ya sefid bemanim?


    CHO MODAEE BE SHAMSHIR MIZANAD HAME RA
    KASI MOGHEEME HAREEME HARAM NAKHAHAD MAND


    KHUB VA MOVAFAGH BASHID

    پاسخحذف
  2. آقاي قاض زاده
    با سلام
    من به عنوان يكي از همراهان جنبش سبز در اين چند ماهه پس از انتخابات با نوشته هاي خوب شما آشنا شده ام، راستش روزي كه نوشته بالا را از آقاي نبوي ديدم خوشم نيامد و اصلا نفهميدم چگونه شد كه آقاي نبوي چنين نوشتند ولي نوشته شما ديگر واقعا روي نوشته آقاي نبوي را سفيد كرد، نوشته آقاي نبوي لا اقل اينگونه به ذهن نمي رساند كه نبوي با مهاجراني مشكلي دارد.
    آقاي قاض زاده عزيز اگر بخواهيم هريك از همراهان جنبش را با ديدن كوچكترين اشتباهي اينگونه از خود برانيم كه ديگر كسي نمي ماند.
    شما بسيار زيبا در مورد اسب ترواي آقاي نبوي و داستان بالاترين كه از گمناماني چون من تشكيل شده است گفته بوديد و من آن نوشته شما را در جهت متحد كردن انديشمندان و نويسندگان سبز كه متاسفانه از همه جهت مورد هجوم هستند بسيار مفيد ديدم، ولي در مورد اين نوشته فكر كنم بهتر بود كمي آرام تر و به دور از هيجان نقد خود را مي گفتيد.

    پاسخحذف