ه‍.ش. ۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۱, سه‌شنبه

نشانه های بیداری

وقتی درد را احساس می کنی معنایش این است که یک جای کار عیب دارد ولی اگر درد را احساس نکردی، هرگز گمان مبر که همه چیز بر وفق مراد است؛ شاید عصب هایی که باید درد را منتقل نمایند، از کار افتاده باشند.
جامعه ای که حاکمانش ناقض قانونند و می زنند و می برند و می کشند، اما کک کسی هم نمی گزد، جامعه ای بیمار است که عصب هایش برای انتقال درد ناتوانند. اگر اعدام و بازداشت و هزاران بلای دیگری که این روزها بر سر فعالان سیاسی این مرز و بوم می رود، با چنان واکنشی از سوی مردم ونهادهای مدنی روبرو گردد که عرصه را بر حاکمان تنگ آورد، قانون ناعادلانه به زباله دان تاریخ می رود.
واکنشهایی که این روزها به اعدام 5 تن از هموطنان کردمان شاهدیم، هر چند کج دار و مریض، اما نخستین نشانه های احساس درد یک جامعه است. هر چند هنوز هم معترضان راه را به خطا می روند. وقتی معترضان از معلم بودن فرزاد می گویند و از بی گناه بودن او، معنایش به رسمیت شناختن اعدام است و اعتراض به شیوهء دادرسی. ای کاش او معلم نبود، ای کاش وجدان جامعه فرزاد را گناهکار می دانست و باز هم از اعدامش عذاب می کشید. احساس درد می کرد و فریاد اعتراض بر می آورد.
اما هر چه هست این نشانه ها را به فال نیک می گیریم. شاید در فردایی نزدیک به جایی رسیم که جامعهء ما تاب بازداشت یک روزنامه نگارو یا یک فعال سیاسی و یا بستن یک روزنامه را هم نیاورد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر