۱۳۸۸ بهمن ۸, پنجشنبه

آقای موسوی، پیام تسلیتتان را ندیدیم

روزهء سکوت گرفته ای برادر؟ 2 جوان رعنای این مملکت پرپرشده و صدایی از تو نمی شنویم؟
اینها پیش مرگان جنبش سبز بودند. اینها رفتند تا هم کودتاچیان از سوی حامیانشان به بی عرضگی متهم نگردند و هم یک مو از سران اصلاح طلبان جنبش سبز کم نگردد.
قرعهء فال به نام این 2 تن افتاد که بی کس تر از آنان در این زمانه نبود. اقلا چیزی بگو تا بدانیم که درد تو کمتر از ما نیست. چیزی بگو تا مرهم مادر داغدیده شان باشد. چیزی بگو تا بدانیم مرز قانون مداری و قانون پذیری تو فرسنگها دورتر از پذیرش اعدام 2 جوان به جرم عضویت در انجمن پادشاهی است. چیزی بگو تا بدانیم که اعدام کسانی که همهء اعترافات جعلی شان، کارهایی بوده که می خواستند به انجام برسانند و هیچ کدامش را به انتها نبرده بودند، در چارچوب قانون نیست.
فریاد کن مرد. گریبان پاره کن. فرزندان ایران زمین را پرپر می کنند. همهء ما را از دم تیغ می گذرانند که جرممان همان رأیی است که به نام تو نوشتیم.
مظلومیت مان را فریاد بکش که اگر ساکت بنشینی، آه مادران و بغض پدرانی که دست در زیر تابوت مان دارند نه از حکومت ظالمان نوکیسهء امروز چیزی باقی می گذارند، نه از نظامی که حاصل همهء عمر تو و یارانت است

۱۳۸۸ بهمن ۴, یکشنبه

هدفمند کردن یارانه ها، تیر خلاص یا راز بقا

می گویند که هدفمند کردن یارانه ها تورم 60 درصدی به همراه دارد، می گویند که نابود کنندهء اقتصاد است، می گویند که نابود کنندهء ریال است. سوال اینجاست که این همه اصرار احمدی نژاد برای عملی کردن آن بهر چیست؟ آیا در این بحبوحهء تاریخی که دولت با این موج عظیم نارضایتی روبرو است، در صدد برآمده که تیر خلاص بر پیشانی خویش وارد آورد؟
واقعیت این است که محمود احمدی نژاد سالهاست بازار هدف خود را برگزیده و به تنها چیزی که می اندیشد همان است و بس. خرابه های فقر و تهیدستی، همان ویرانه میدانی است که 5 سال محمود، آنجا را برای قدم زدن برگزیده است.
طرح هدفمند کردن یارانه ها بدون شک توان مالی 3 دهک پایین جامعه را ارتقا می دهد. مردی که با 5 سر عائله، حقوقی زیر ماهی 300 هزار تومان دارد، پس از دریافت یارانه های چه به صورت نقدی و چه به شکل غیر نقدی، شاهد افزایش درآمد ماهیانهء خود تا مرز 100 درصد هم خواهد بود و حتی تورم 60 درصدی هم کاهندهء قدرت خرید وی نخواهد بود. فشار به آن طبقه ای وارد می گردد که نسبت آن چیزی که دریافت می کنند به حقوق فعلی شان حتی به 20 درصد هم نمی رسد. و اینان طبقه متوسط جامعه اند. همان ها که این روزها خیابانهای ایران زمین را سبز کرده اند. همان که محمود از ابتدا نادیده گرفتشان.
محمود می داند که پایه های حکومتی به لرزه می افتد که 3 دهک پایین جامعه را به همراه نداشته باشد. طبقهء متوسط جامعه در بدترین حالت، مخالفانی نجیبند که حوزهء مخالفتشان هرگز مرزهای مدنیت را نمی درد. اما از دست دادن 3 دهک پایین جامعه، همان اشتباهی است که ناگوار ترین پیامدها را برای حکومت محتمل می کند و این همان سرانجام تلخی بود بر سر شاه نگون بخت آمد.
از این رو تلاش بی وقفهء محمود برای هر چه سریعتر عملی کردن هدفمند کردن یارانه ها، نه تنها به منزلهء تیر خلاص به پیشانی حاکمیت نیست، بلکه به خاطر جلب مجدد اعتماد همان هایی است که در 5 سال گذشته همواره با آنان و با ادبیات آنان سخن گفته. اینها همان هایی هستند که به لطف اقتصاد ویران ما کم نیستند. کسانی که به گاه رضایت صدایشان مسموع نیست چون نه اهل غوغایند و نه رسانه ای برای سخن گفتن دارند. نه فرصتی برای عرض اندام در فضای مجازی دارند و نه حتی پولی برای خرید کامپیوتر و اینترنت.
چون نیستند تا صدای رضایتشان را از کرامات احمدی نژادی بشنویم، آن گاه طبقهء متوسط جامعه می شوند رسانهء آنها و به جای آنها فریاد می کشند.
از زبان خود و فقرای جامعه فریاد اعتراض بر می آوریم و از عدم همراهی آنها حیرت می کنیم و محمود به رویمان لبخند می زند. او نیک می داند که به قیمت نابودی اقتصاد ایران زمین هم که شده، همچون همهء فاشیست های تاریخ، پایه های حکومت خود را بر خرابه های فقر و جهل مستحکم ساخته.
آیا می توان به این زودیها، در چنین جامعهء فقرزده ای از دموکراسی و توسعهء سیاسی سخن گفت؟

۱۳۸۸ دی ۱۱, جمعه

پیام مهم موسوی برای جوانان جنبش سبز

میر حسین موسوی در اولین واکنش خود پس از وقایع عاشورا و پس لرزه های آن، نه تنها با صدای بلند حیات جنبش سبز و عزم راسخ این جنبش را بر ادامهء راه سبز امید فریاد کشید، بلکه برای نخستین بار نکاتی را به بدنهء اجتماعی جنبش سبز یادآور شد تا پیش از آنکه دیر شود از حرکت آن به سمت کجراههء انحراف پیش گیری کند.
پیام موسوی در 4 بند از 5 خواستهء خود خطاب به حاکمیت، بار دیگر آزادی زندانیان سیاسی، به رسمیت شناختن اجتماعات مردمی، آزادی رسانه های مستقل و تضمین لازم برای برگزاری انتخابات آزاد را مهمترین شروط این جنبش برای خروج کشوراز بحران دانست.
اما مهمترین بخش این بیانیه، همان بند نخست آن بود که که هرچند خطاب به دولت نگاشته شده، اما با ذکر کلمهء دولت و درخواست برای پاسخگو بودن و مسئولیت پذیر بودن آن در برابر مجلس و قوهء قضاییه و مردم، شیوه و راهبرد مبارزهء کسی را نشان داد که سخن از اصلاح می زند و قصدش اجرای اصول بر زمین ماندهء قانون اساسی است نه کسی که قصدش براندازی یک نظام و رساندن کشور به مرز جنگ داخلی است.
موسوی در این بند به همهء ما متذکر شد که آن هنگام که دولت سکاندار هدایت کشور شد، تنها راه اعتراض به غیر قانونی بودن آن، اعتراضات مسامت آمیز مردمی برای وادار کردن آن به استعفا و یا مجاب کردن مجلسیان به ارائهء طرح عدم کفایت دولت و یا قوهء قضاییه برای به دادگاه کشاندن دولتیان است. مادامی که همهء روشهای فوق به درستی طی نگشته نباشند، آن آزمون فیصله بخشی که همهء اقشار ملت را مجاب به اصلاح ناپذیر بودن حاکمیت کند، رخ نداده است. و مادامی که همهء اقشار ملت برای ناکارآمد بودن حاکمیت مجاب نگشته باشند و وفاق حداکثری برای اصلاحات ساختار شکنانه رخ ندهد، جز هدر رفتن نیرو و سرمایه های جنبش دست آور دیگری عایدمان نمی گردد.
از این رو بر همهء ماست که با بازنگری تمام رفتارهای و واکنش های چند ماه گذشتهء خود، از تلاش برای بردن خواسته های جنبش به سمت شعارهای رادیکالی که تنها دست آوردش، ریزش بخش عمدهء نیروهای اصلاح طلب و مذهبی جنبش، چه در سطح رهبران و چه در سطح نیروهای اجتماعی بود، دست برداریم همهء سعی خود را بر برگرداندن این قطار خستگی ناپذیر به همان مسیری نماییم که در روزهای نخستین با راهپیمایی سکوت میلیونها معترض، دنیا را انگشت به دهان کردیم.