۱۳۸۹ اسفند ۵, پنجشنبه

قطب نمای جنبش سبز

بدون شک مهمترین دلیل حصر موسوی، از بین بردن محور وفاق و اشتراک جنبش بود. قدرتی که موسوی در به میدان آوردن مخالفان حکومت به چنگ آورده بود، با هیچ ترفندی تضعیف نشد. از این رو حصر موسوی و قطع ارتباط وی با مردم، به این امید جامهء عمل پوشید که این اتحاد و اتفاق، به تشتت و چند دستگی بدل گردد.
این آرزو با اعلام موجودیت شورای هماهنگی راه سبز امید، در فاصلهء چند روز به حصر موسوی رنگ باخت. بیانیهء شماره 2 این شورا، که دعوت به برگزاری شب هفت شهدای 25 بهمن بود، و استقبال مردم از این فراخوان نشان داد که این شورا، توان به دست گیری سکان مبارزه را در غیاب موسوی داراست.
فضای پر التهاب نخستین روزهای اسفند و آغاز حصر خانگی موسوی و کروبی، بسیاری را بر آن داشت تا به راهکاری برای تقابل با این حربهء کودتاچیان بیاندیشند. درست در همان لحظاتی که هیجان و احساس بر منطق و تدبیر پیشی می گرفت، شورای هماهنگی راه سبز امید، با انتشار ویرایش دوم منشور جنبش سبز، به همهء طرفداران این جنبش یادآور شد که مبادا به بهانهء حمایت از موسوی و کروبی به راهی گذر کنیم که شرط گذر از آن زیر پا نهادن منشور دستنوشته موسوی و کروبی باشد.
اکنون که کودتاچیان به نظاره نشسته اند تا میزان موفقیتشان در حذف رهبران از کانون تصمیم سازی جنبش را رصد کنند و چند پاره گشتن جنبش را به تماشا بنشینند، بر همهء طرفداران و فعالان جنبش فرض است که پیش از هر اقدامی، عواقب و تبعات آن را سنجیده و به جای التهاب آفرینی و اتخاذ تصمیمات احساسی، توجه لازم را به تواناییهای موجود و بازیهای خطرناک سیستم اطلاعاتی کودتاچیان، مبذول دارند. در همین راستا، توجه به دو امر مهم زیر ضروری به نظر می رسد
اول آنکه تصمیم سازی این جنبش در مرکزی واحد، فراگیر و شناسنامه دار صورت پذیرد تا هم اطمینان ساز قشر بزرگتری از جامعه باشد و هم به آفت تشتت و چند دستگی دچار نگردیم. از این رو، شورای هماهنگی راه سبز امید که پیش از این هم مورد تأیید آقایان موسوی و کروبی قرار گرفتند، در شرایط کنونی، بهترین مرجع هماهنگی به شمار می روند.
نزدیکی اعضای این شورا با رهبران جنبش، ارتباط فراوان و موثر این شورا با فعالین داخل کشور، این شورا را حائز شرایط سکانداری جنبش سبز، در فضای پر خطر امروزی ساخته است. بدیهی است همهء گروهها و سازمانهایی که دارای نقشی در این جنبش می باشند، می تواند در ارتباطی مستمر و هماهنگ با این شورا، در پیشبرد اهداف این جنبش، ایفای نقش نمایند. به دست گیری سکان رهبری جنبش، آن هم از سوی گروههای بی نام و نشان و یا یک صفحه فیسبوکی، نه تنها هیچ کمکی به پیشبرد اهداف جنبش نخواهد نمود، بلکه به دلیل عدم قدرت فراگیری آن، به دلیل ذات مجازی رهبران آن، می تواند لطمات جبران ناپذیری را در ادامهء مسیر این جنبش وارد آورد
دوم آنکه ما همواره به اصول و معیاری نیازمندیم که هرگاه در شرایط پر التهاب روزهای آتی، دچار تشتت و سرگردانی گشتیم، با مراجعه به آن اصول، هدف و مسیر خود را از یاد نبریم. از همین رو، منشور جنبش سبز می تواند بهترین معیار عملکردمان باشد. این منشور بهترین معیار است نه از آن رو که کامل ترین است بلکه از آن جهت که سخن همان کسی است که در 20 ماه گذشته، با یافتن آن شعار و کلام طلایی، محور اجماع جنبش شد. بهترین است، چون روش عملکردمان در 2 سال گذشته بود، روشی که حیات و بقای جنبش را ضمانت کرد و بهترین است چون معیاری بهتر از آن در دستمان نیست.
اگر این معیار را به کناری گذاریم، تفرقه، دامانمان را می گیرد، هر کس به سویی می رود و هر کس راهی را بهتر می داند، هر کس هدفی را پیشکش می کندو در نهایت همان می شود، که زندانبان می خواهد. نیروهایمان هرز می رود، نتیجه ای حاصل نمی گردد و همگان تقصیر و کوتاهی را از آن دیگران می بینند.
آنها که این روزها را می شناسند و عواقب این مسیر پرخطر را می دانند، سخن بگویند، پیش از آنکه دیر شود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر